Love & Hate


آرشيو مطالب

آذر ۸٩

آبان ۸٩


دوستان

PoorLove

دست نوشته های ملینا

زیر آسمان "یاسین"

از این ساده تر

کلاس عشق

بارانی باش و ببار

خودکاوی (روانشناسی)

بزرگترین پرتال موسیقی

چه آسان می توان از یاد ها رفت!!!

سطر سپید احساس من

یه دنیای نو برای همه

آریانا دختر آرزوها

آسمانی ترین ها

تنگ فیروزه ای

کلاس فیزیک

خاطرات یک فوتبالیست


نويسندگان

Arad Aria

ملینا زرین آباد


صفحات وبلاگ

ارسال داستان برای ما

Poor Love



به باد داشته باشید:زندگی تنها شانس ماست آن را به سادگی از دست ندهید.
مدیر : Arad Aria

امکانات جانبی

My Email



مطالب پیشین

یا امام حسین (ع)

حافظ در اتوبوس!!!!!!!

پست جدید از یه نویسنده جدید!!!!!!

تبریک

Love is like a CD track

God is in our heart

Where love is,God is also

هرکجا محبت باشد خدا هم هست....

اندیشه های زندگی...

تقسیم شادی ها


تبلیغات


تبلیغات

09376808064



یا امام حسین (ع)

 

تسلیت بر عاشقان حسین (ع)گریه



کلمات کلیدی :تسلیت

نوشته شده توسط ملینا زرین آباد در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸٩

نظرات ()



حافظ در اتوبوس!!!!!!!

نیمه شبِ پریشب گشتم دچار کابوس

دیدم به خواب حافظ توى صف اتوبوس

گفتم : سلام حافظ گفتا علیک جانم

گفتم کجا روى تو گفتا خودم ندانم

گفتم بگیر فالى گفتا نمانده حالى

گفتم : چگونه اى ؟ گفت در بند بى خیالى

گفتم که تازه تازه شعروغزل چه داری؟

گفتا که مى سرایم شعر سپید بارى

گفتم زدولت عشق،گفتا که کودتا شد

گفتم رقیب گفتا ، او نیز کله پا شد

گفتم کجاست لیلی؟مشغول دلربایی؟

گفتا شده ستاره در فیلم سینمایى

گفتم،بگو ز خالش ، آن خال آتش افروز

گفتا عمل نموده ، دیروز یا پریروز

گفتم بگو ز مویش،گفتا که مِش نموده

گفتم بگو ز یارش ، گفتا ولش نموده

گفتم چرا،چگونه؟عاقل شدست مجنون

گفتا شدید گشته معتاد گرد و افیون

گفتم کجاست جمشید؟جام جهان نمایش

گفتا : خرید قسطى تلوزیون به جایش

گفتم: بگو ز ساقى حالا شده چه کاره؟

گفتا : شدست منشى در دفتر اداره

گفتم بگو ز اهد آن رهنماى منزل

گفتا که دست خود را بر دار از سر دل

گفتم ز ساربان گو با کاروان غم ها

گفتا آژانس دارد با تور دور دنیا

گفتم بگو ز محمل یا از کجاوه یا دى

گفتا پژو ، دوو ، بنز یا گلف نوک مدادى

گفتم که قاصدک کوآن باد صبح شرقى

گفتا که جاى خود را داده به فاکس برقى

گفتم بیا ز هد هد جوییم راه چاره

گفتابه جاى هد هد،دیش است وماهواره

گفتم سلام ما را باد صبا کجا برد ؟

گفتا به پست داده آورد یا نیاورد‌؟

گفتم بگو ز مشکِ آهوى دشت زنگى

گفتا که ادکلن شد در شیشه هاى رنگى

گفتم سراغ دارى میخانه اى حسابى

گفت آنچه بود از دم ، گشته چلوکبابى

گفتم : بیا دوتایى لب تر کنیم پنهان

گفتا نمى هراسى از چوب پاسبانان

گفتم بلند بوده موى تو آن زمان ها

گفتا به حبس بودم از ته زدند آن ها

گفتم شما و زندان حافظ ما رو گرفتی؟

گفتا ندیده بودم هالو به این خرفتى

------------------------------------------------

قهقههسلام وای مردم از خنده آی دلم!!!!

من چقدر باحالم ای خدا از دست خودمقهقههنیشخند

میگما از این به بعد اول جیش تون رو بکنبد بعد بشین پای این وب چون ممکنه...سبزنیشخند



کلمات کلیدی :حافظ در اتوبوس

نوشته شده توسط ملینا زرین آباد در جمعه ۱٢ آذر ۱۳۸٩

نظرات ()



پست جدید از یه نویسنده جدید!!!!!!

سلام ملینا زرین آباد هستم نویسنده جدید!!!نیشخند

آقا از همین اولش بگم ها من تو فاز غم و عشق و عاشقی نیستم من میخوام بنویسم که همه بخندن شاد باشن و هیچ وقت غم تو دل کسی نشینه

آهای جووووونا!!! با شمام شماهایی که شکست عشقی خوردین !!! پشت کنکوری هایی که دارین غصه میخورین !!!

یه لحظه نشستین با خودتون فکر کنید که مگه من چی کم دارم که نشستم کارم شده اشک و آه و زاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برو جلو آینه خودتو نگاه کن آره پاشو شوخی نمیکنم فقط قیافت رو ببین داری پیر میشی!!!!!

دختره رفت که رفت مگه دختر قحطه؟(البته باید بگم مخش ایراد داشت که رفت چون توی این دوره زمونه شوهر گیر نمیاد!!!!!)

پشت کنکور موندی ؟؟؟دوباره تلاش کن قبول میشی این که دیگه غصه نداره !!!!!

از ما گفتن بود خواه تو پند گیر خواه ملال!!! (یکی یه لیوان آب بیاره گلوم خشک شد اینقدر نصیحت کردم)

اگه میخوای باهام بیشتر آشنا شی برو اینجا نیشخند

اینم یه مطلب که روحیت باز شه!!!!بپر تو ادامه مطلب!!!قهقهه

 

 



کلمات کلیدی :پست جدید، ملینا، نویسنده جدید، چندتا لطیفه از غضنفر
» ادامه ی مطلب

نوشته شده توسط ملینا زرین آباد در شنبه ٦ آذر ۱۳۸٩

نظرات ()



تبریک

اول از همه عید سعید غدیر خم رو به همه دوستام تبریک میگم

بعد از اونم  باید بگم که فعلا تعطیلم

آخه درسام خیلی سنگین شده

بجاش اگه کسی لطف کنه و وقت کنه

بهم خبر بده تا نویسندش کنم.



کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط Arad Aria در سه‌شنبه ٢ آذر ۱۳۸٩

نظرات ()



Love is like a CD track

اول از همه به دوستای عزیزم ایام عید و تبریک میگم بعد هم این

مطلب و به همتون تقدیم می کنم

Time can never mend

The careless whispers of a good friend

To the heart and mind

If your answers kind...

Theres no comfort in the truth

Pain is all youll find

زمان هیچ گاه نمیتواند نجواهای بی دقت

دوستی خوب را درمان کند

به  قلب و روحم اگر

مهربانانه پاسخ دهی...

حقیقت تلخ است(در حقیقت هیچ آرامشی وجود ندارد)

درد تنها چیزی است که در حقیقت می یابی

 

Maybe you'll say you still want me

Maybe you'll say that you don't

Maybe we said it was over

Baby I can't let you go

شاید بگی که هنوز هم من رو میخوای

شاید بگی دیگه منو نمیخوای

شاید گفتیم همه چیز تموم شده ولی

عزیزم نمیتونم بذارم بری

 

 

Don't go for looks,

they can deceive

Don't go for wealth

even that fades away.

Go for sum1 who makes u

smile becoz only a smile makes

a dark day seem bright..

دنبال نگاه ها نرو،

ممکنه فریبت بدن

دنبال ثروت نرو

چون حتی ثروت هم یه روزی نا پدید میشه

دنبال کسی برو که باعث میشه لبخند بزنی

چون فقط یه لبخنده که میتونه

باعث بشه یه روز خیلی تاریک، کاملا روشن به نظر بیاد

 

As days go by, my feelings get stronger,

To be in ur arms, I can't wait any longer.

Look into my eyes & u'll see that it's true,

Day & Night my thoughts r of U..

هرچی که روزها میگذرن، احساسات من قوی تر میشه

برای در آغوش تو بودن نمیتونم بیش از این صبر کنم

به چشمام نگاه کن، خواهی دید که حرفام راسته

شب و روز تمام افکارم ماله تو هستن

 

All I wanted was sum1 2 care 4 me

All I wanted was sum1 who'd b there 4 me

All I ever wanted was sum1 who'd b true

All I ever wanted was sum1 like U...

تمام چیزی که میخواستم یه نفر بود که بهم اهمیت بده

یه نفر که بخاطر من اینجا باشه

تمام چیزی که میخواستم یه نفر بود که باهام رو راست باشه

تمام چیزی که میخواستم یه نفر بود که دقیقا مثل تو باشه!

 

Love is like a CD track

That links our hearts together

Dont ever break that CD coz

That wud break my heart too

عشق مثل ترک های یک سی دی میمونه

که قلب های مارو به هم پیوند میده

هرگز سعی نکن که اون سی دی رو بشکنی

چون اینکارت ممکنه باعث بشه قلب من هم بشکنه



کلمات کلیدی :love، عشق

نوشته شده توسط Arad Aria در پنجشنبه ٢٧ آبان ۱۳۸٩

نظرات ()



God is in our heart

 

You will reap what you

 Plant in your minds farm

آن‌چه را که در مزرعه ذهن خود

 کاشته‌اید درو خواهید کرد

 

If you won't be patient in the flow

Of river, every driftwood

Will be a huge problem for you

اگر در جریان رودخانه صبرت ضعیف باشد هر تکه

 چوبی مانعی عظیم بر سر راهت خواهد شد

 

The best and the most BUT full things

In the world...cannot B

 Seen or even touched!!!

They must B felt with the heart....

زیبا ترین و گرامی ترین چیزها در دنیا

 نه دیده میشوند و نه حتی لمس میشوند....

آنها را باید در دل حس کرد...

 

 

We spend more, but have less;

 We buy more, but enjoy it less

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم،

 بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

 

You make me strong

You make me weak

You lift me off my feet

You give me hope

When all my dreams

Seem like they're out of reach

You make me understand

The way the perfect love

Should be

تو به من نیرو می دی

تو من رو سست می کنی

تو باعث شدی من روی پاهام بایستم

تو به من امید دادی

هنگامی که تمام آرزوهام دست نیافتنی جلوه میکردند

تو باعث شدی بفهمم

یک عشق واقعی باید چطوری باشه

 

I want to feel you need me

Feel you need me

Just like the air you're breathing

Breathing, I need you here in my life

میخوام حس کنی بهم احتیاج داری

حس کنی  بهم نیاز داری

درست مثل هوایی که تنفس می کنی

مثل نفس کشیدن تو رو برای زندگی کردن لازم دارم

 

I will never know myself

 Until I do this on my own

And I will never feel anything

 Else, until my wounds are healed

I will never be anything

Till I break away from me

I will break away, I'll find myself today

من هیچ وقت خودم رو نخواهم شناخت تا

 زمانی که دارم از خودم فرار می کنم

و من هیچوقت هیچی حس نمیکنم تا

 وقتی که دارم از خودم فرار می کنم

من هرگز هیچی نخواهم شد ت

 ازمانی که از خودم در فرارم

من فرار میکنم من خودم رو امروز پیدا می کنم



کلمات کلیدی :heart، god، love، nice

نوشته شده توسط Arad Aria در یکشنبه ٢۳ آبان ۱۳۸٩

نظرات ()



Where love is,God is also

God is in our heart،yet u search

 For him in the wilderness

خدا در قلب توست و تو در بیابان ها به دنبالش می گردی

 

The nearer the soul is to God، the less its

Since the point nearest the

 Circle is subject to le least motion...Disturbances

هرچه روح به خدا نزدیکتر باشد آشفتگی اش کمتر است

زیرا نزدیکترین نقطه به مرکز دایره ، کمترین تکان را دارد

 

Always the huge blaze

Is from small spunky

همیشه شعله های بزرگ ناشی از جرقه های کوچک است.

 

The big man is who

 Has an infantine heart

مرد بزرگ کسی است که در سینه

 قلبی کودکانه داشته باشد

 

When you understand that

 You specify your aims,

 You will know that you

Make your life yourself

هرگاه بفهمی اهدافت را

 خودت تعیین می کنی،

 می فهمی زندگی ات را

هم خودت شکل می دهی

 

We up well with our

 Thoughts and rise from

 The style of our imagination

That we have from ourselves

ما به وسیله اندیشه های خود ترقی می کنیم

 و از نردبان تصوری که از خویشتن داریم بالا میرویم

 

Human is wise

Because of the capacity

That they have for new

Experience not for their experiences

انسانها نه به نسبت تجارب خود بلکه به نسبت

 ظرفیتی که برای تجربه کرد دارند عاقل هستند

 

The kites always rise with adverse winds

بادکنک ها همیشه با باد مخالف اوج میگیرند

 

Live for ourselves not

For showing that to others

برای خود زندگی کنیم نه برای

 نمایش دادن آن به دیگران



کلمات کلیدی :هرکجا محبت باشد خدا هم هست، محبت love، زندگی، life

نوشته شده توسط Arad Aria در جمعه ٢۱ آبان ۱۳۸٩

نظرات ()



هرکجا محبت باشد خدا هم هست....

Don't wait until it's too late to tell someone how much you love, how much you care. Because when they're gone, no matter how loud you shout and cry, they won't hear you anymore

برای اینکه به یه نفر بگی که چقدر دوسش داری و چقدر برات مهمه، اونقدر منتظر نمون تا اینکه بالاخره دیر بشه. چون وقتی که اون یه نفر بره دیگه مهم نیست که تو چقدر بلند فریاد میزنی و گریه میکنی چون دیگه نمیتونه صداتو بشنوه

 

To realize the value of a friend: Lose one

برای پی بردن به ارزش یک دوست، آن را از دست بده
 
Together we stand, Divided we fall
با یکدیگر ما ایستاده ایم - جدا از هم سقوط می کنیم
 
What you spend years building,
Someone could destroy overnight;
Build anyway.
آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید، ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند،
 با این حال همچنان سازنده باشید
 
Love isn't a decision, it's a feeling.
 If we could decide who to love, then, life would be much simpler, 
but then less magical
عشق تصمیم نیست؛ بلکه یه احساسه.
 اگر ما میتونستیم تصمیم بگیریم که کیو دوست داشته باشیم اونوقت زندگی خیلی ساده تر میشد
 اما در عین حال جادوی خودش رو هم از دست میداد!
 
To love someone means to see them as God intended them.
دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است
 
To love someone is to look into the face of God.
دوست داشتن یک نفر یعنی نگاه کردن به چهره خداوند
 
Live in such a way that those who know you but
Don’t know God will come to know God because they know you.
چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند
به واسطه آشنایی با تو، با خدا آشنا شوند
 
God is not what you imagine or what you think you understand.
If you understand you have failed.
خدا آن چیزی نیست که تصور می کنید، یا فکر می کنید که می فهمید
اگر می فهمید در اشتباهید
 
Where love is God is also
هرکجا محبت باشد خدا هم هست

 



کلمات کلیدی :عشق، زندگی زیباست، هرکجا محبت باشد خدا هم هست، اندیشه های زندگی

نوشته شده توسط Arad Aria در پنجشنبه ٢٠ آبان ۱۳۸٩

نظرات ()



اندیشه های زندگی...

Thoughts for Life

The best cosmetic for lips is truth
زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی

for voice is prayer
برای صدای شما دعا به درگاه خداوند

for eyes is pity
برای چشمان شما رحم و شفقت

for hands is charity
برای دستان شما بخشش

for heart is love
برای قلب شما عشق

and for life is friendship
و برای زندگی شما دوستی هاست

_______________ 

No one can go back and make a brand new start
هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه

Anyone can start from now and make a brand new ending
ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه

 

 

Comiyad 

 

 



کلمات کلیدی :اندیشه های زندگی، thoughts for life، life

نوشته شده توسط Arad Aria در چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩

نظرات ()



تقسیم شادی ها

در بیمارستانی ،دو مرد در یک اتاق بستری بودند.مرد کنار پنجره به خاطر بیماری ریوی بعد از ظهرها یک ساعت در تخت می نشست تا مایعات داخل ریه اش خارج شود. اما دومی باید طاق باز می خوابید و اجازه نشستن نداشت.آن دو ساعتها در مورد همسر، خانواده هایشان ، شغل، تفریحات و خاطرات دوران سربازی صحبت می کردند.بعد از ظهرها مرد اول در تخت می نشست و روی خود را به پنجره می کرد و هر آنچه را که می دید برای دیگری توصیف می کرد. در آن حال بیمار دوم چشمان خود را می بست و تمام جزئیات دنیای بیرون را پیش روی خود مجسم می کرد.او با این کار جان تازه ای می گرفت، چرا که دنیای بی روح و کسالت بار او با تکاپو و شور و نشاط فضای بیرون پنجره رنگ زندگی می گرفت.در یک بعد از ظهر گرم ، مرد کنار پنجره از رژه ای بزرگ در خیابان خبر داد.با وجود این که مرد دوم صدایی نمی شنید، با بستن چشمانش تمام صحنه را آن گونه که هم اتاقیش وصف می کرد پیش رو مجسم می نمود.روزها و هفته ها به همین صورت سپری شد.یک روز صبح وقتی پرستار به اتاق آمد،با پیکر بی جان مرد کنار پنجره که با آرامش به خواب ابدی فرو رفته بود روبرو شد.پس از آنکه جسد را به خارج از اتاق منتقل کردند مرد دوم درخواست کرد که تخت اورا به کنار پنجره منتقل کنند. به محض اینکه کنار پنجره قرار گرفت، با شوق فراوان به بیرون نگاه کرد ،اما...تنها چیزی که دید دیواری بلند و سیمانی بود.با تعجب به پرستار گفت:جلوی این پنجره که دیواره!!!چرا او منظره بیرون را آن قدر زیبا وصف می کرد؟پرستار گفت: او که نابینا بود، او حتی نمی توانست این دیوار سیمانی بلند را ببیند.شاید فقط خواسته تورا به زندگی امیدوار کند.بالاترین لذت در زندگی اینست که علیرغم مشکلات خودتان ، سعی کنید دیگران را شاد کنید....شادی اگر تقسیم شود دوبرابر می شود...



کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط Arad Aria در سه‌شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸٩

نظرات ()




Powered By persianblog.ir Copyright © 2010 by poorlove This Themplate By PoorLove